تبليغاتX
طلبه ای طالب یار
در بعد از ظهری گرم
بنام خداي مهربان


چند روز قبل با دوستي در بعد از ظهري بسيار بسيار گرم و سوزان در زير آفتاب  منتظر تاکسي يا مسافربري بوديم مدت طولاني گذشت چندين نفر از همسايه ها که مسيرشان با ما يکي بود و ميدانستند که ما با آنها هم مسيريم با ماشين خالي بدون توجه رد شدند و رفتند

آن دوست که حسابي گرما کلافه اش کرده بود ناراحت و قدري عصباني گفت که چرا اينها که مسيرشان با ما يکيست و همسايه ما هستند بي خيال رد ميشوند ميروند
 
به او گفتم از قديم گفته اند که سواره از پياده و سير از گرسنه و ....  خبر ندارد

بعدا به ذهنم رسيد بايد عوض اينکه ما ناراحت و عصباني شويم آنها که ميتوانستند کمکي کنند و نکردند بايد ناراحت باشند چون ميتوانستند به راحتي ثواب و خيري بدست بياورند که محروم شدند و ما بايد به حال آنها تاسف بخوريم که توفيق ثواب کردن نداشتند نه از اين جهت که ما عددي هستيم از اين جهت که خدا همه مخلوقاتش را دوست دارد و هر چه بد هم باشيم باز هم مخلوق و محبوب خداييم!
 
                  

در اين وبلاگ خواندم که چه وضع اسفباري است، اسفبار براي ما نه آنهايي که در صف مهر کاغذي براي دريافت نان مجاني و يا لباسهاي مندرس و مستعمل هستند

در چند روز ديگر خواهيم فهميد که چه ضرري کرديم و چه سرمايه هاي را که ميتوانستيم با آن رضايت خدا را بدست آوريم به آساني هدر داديم
2 نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر  |