تبليغاتX
طلبه ای طالب یار
بپوش پنجره را اي برهنه مي ترسم
بنام خدای مهربان
 
امروز روز به یاد مادنی آزاد سازی خرمشهر است
 
در تاریخ معاصر ایران هر بار که متجاوزین به ایران حمله کرده اند بخشهای بزرگی از ایران را صاحب شده اند از پیمانهای ننگین قوم قجر در ترکمنچای و گلستان و جدا شدن آذربایجان و گرجستان و تاجیکستان و افغانستان و..... گرفته تا حکومت پهلوی در جدا شدن کشور بحرین
وقتی که دین به معنای حقیقی بر ایران حاکم شد عده ای جوان با دست خالی و سهمیه روزی دو گلوله آرپیجی در مقابل لشگر آماده و مسلح صدام ایستادند صدامی که همکارش بنی صدر فرمانده کل قوا و گروههای به ظاهر انقلابی از مجاهدین خلق گرفته تا چریکهای فدایی و بعضی از فرماندهان ارتش که همکار و جاسوس آنان بودند
 
و اینجاست که امام فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد
و برای همین است که حمله به ایران را اکنون دیوانگی میدانند
 
گذشته از همه این برکات جنگ در جنگ بود که عده ای نوجوان یک شبه به مقامات معنویی رسیدند که علامه طباطبایی بعد از فوت در عالم رویا به آیت الله اراکی مرجع فرمودند که این بچه بسیجی ها یک شبه به جاهایی رسیده اند که ما در سالها مجاهده نرسیده ایم (این ماجرا را دوستی از زبان خود آقای اراکی شنیده و برایم نقل کرده)
 
روزنامه شرق صفحه بسیار جالبی منتشر کرده که مطالب زیبایی داره مخصوصا مصاحبه با سید صالحی موسوی در مورد شهید ۱۳ ساله بهنام محمدی
 
در  آخرین روزهای مقاومت در برابر اشغال یک عکس منتشر میشود که یک جوان بدون پیراهن میجنگد بعد از سالها آن فرد میگوید که چرا برهنه بود!
 

خاطره آن عکس به يادماندني؛ «مختصر و مفيد اينکه در آخرين روزهاي مقاومت خرمشهر اوضاع طوري بود که هر لحظه احتمال اسارت مي رفت. من در روزهاي آخر بنا کردم به در آوردن پيراهن و برهنه مي جنگيدم. نمي خواستم احياناً اگر اسير شدم، عراقي ها خوشحال شوند که من را با پيراهن مقدس سپاه، اسير کرده اند. همين،»

 

این صفحه را بخوانید  ناگفته هايي از عمليات آزادسازي خرمشهر

 

 

2 نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر  |