تبليغاتX
طلبه ای طالب یار
عـــــــــــیـــــــــــــــد
بنام خدای مهربان

صدای پای بهار به گوش می رسد، مردم خانه ها را تکانده اند و در بازار و مراکز خرید بدنبال خرید شب عید هستند، برق شادی را در چشمان بچه ها و بزرگتر ها میتوان دید چند روز دیگر عید را بهم تبریک میگویند و غذاها و تنقلات خوب میخورند و...

ولی

در گوشه و کنار همین شهر در زیر سقف همین آسمان عید برای عده ای مبارک نیست، چشمانی گریان و غمین است، شکمهایی گرسنه،  مردانی در خجالت از روی فرزند و همسر، و سال جدید با نهیبش باز به یادشان می آورد که نمی توانند بخرند، نمی توانند بخوردند و ....

خدایا من چگونه با شکمی سیر و خیالی آسوده راحت سر بر بالین نهم و بخوابم!

بهار است و بهار است و بهار است

گل است و سبزه است و لاله زار است

بــــهــــار مردمان عیـــــد است و نوروز

بـــــهــــار عاشقان دیـــدار یـــار است

*******

مشفق کاشانی :

بهار آمد ، بهار من نیامد

گل آمد ، گلعذار من نیامد

چراغ لاله روشن شد به صحرا

چراغ شام تار من نیامد

*******

هوشنگ ابتهاج :

بهار آمد گل و نسرین نیاورد

نسیمی بوی فروردین نیاورد

پرستو آمد و از گل خبر نیست

چرا گل با پرستو همسفر نیست

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر  |