تبليغاتX
طلبه ای طالب یار
پدر مادری که پسرشون را کشتند ماجرایی که میخوانید پنج روز پیش در شهر زیبای تهران در بزرگراه نواب اتفا

بنام خدای مهربان

 

پدر مادری که پسرشان را کشتند

 

عصر بود مجید که پای کامپیوتر نشسته بود صدای داد و بیداد پدر و مادرش باز هم برای هزارمین بار بلند شده بود جر و بحث بالاگرفته بود و کار به کتک کاری کشیده بود مجید پاشد رفت که بتونه ماجرا رو ختم کنه ولی پدر و مادرش حسابی مشغول بودن بعد از 27 سال دیگه عادت کرده بودن چند وقت یه بار تو سرو کله هم بزنن

ولی مجید عادت نکرده بود

خسته شده بود دیگه نمیتونست صبر کنه

هر چی گفت داد زد رفت وسط غائله نشد پدر و مادرش به اون توجهی نکردن کار مهم تری داشتن اونا اگر به مجید توجه میکردن که سالها این همه دعوا و بزن بزن نمیکردن پدر و مادری که چند سال پیش داماد دار و نوه دار شده بودن

مجید که خسته شده بود یک فکری به ذهنش رسید با فریاد گفت الان میرم بالا پشت بوم خودمو میندازم پایین

اما پدر و مادرش نشنیدن و اگر شنیدن توجهی نکردن چون کار مهم تری داشتن دیدن که از در رفت بیرون فکر کردن رفته بگرده

مجید زد بیرون از خونه پدر مادرش توجهی نکردن مشغول کارهای مهم تری بودن مجید رفت بالا پشت بوم طبقه آخر مجتمع های نواب طبقه هشتم رفت لب پشت بوم

فکر میکرد الان ننه باباش دعوا رو ول میکنن و میان سراغش ولی خبری نشد پدر و مادرش کار واجب تری داشتن

لب پشت بوم بود یه لحظه شیطان وسوسش کرد فکر میکرد که راحته زود تموم میشه از همه چی خلاص میشه

آویزون لبه پشت بوم شد مرگ و حس کرد طعم بدی داشت خیلی ترسناک بود اگر میفتاد؟؟

جواب خدا رو چی میخواست بده پشیمون شد خواست بیاد بالا نتونست

داد زد خیلی بلند

باز هم داد زد کمک خواست

کمک خواست

کمک خواست

صداش به پایین ساختمون رسید مردمی که داشتن رد میشدن متوجه شدن فکر میکردن دارن فیلم میبینن کسی حتی قدمی برنداشت برای کمک

اما

پدر و مادر نشنیدن چرا چون مشغول کار مهم تری بودن یه دعوا و بزن بزن حسابی

 

مجید دیگه دستاش خسته شده بود کسی به کمکش نیمود هیچکس

 

از خدا خواست ببخشتش برای اینکه نتونست در برابر دعواهای پدر و مادرش صبر بیشتری به خرج بده چند دقیقه ای گذشته بود دستاش دیگه قدرت نداشت هیچ کس کمکش نیومد نتونست خودشو نگه داره

وقتی به زمین رسید از برخوردش با زمین یک صدای نا آشنایی بلند شد که پدر و مادرش شنیدن اومدن لب پنجره

 

دعواشون تموم شده بود

 

کامپیوتر مجید روشن موند کتاباش رو نبست و رفت چه ساده و الکی .........حیف

خدا رحمتش کنه یه فاتحه بخونین براش فردا شب سومشه .......

 

خدا وکیلی شما که ازدواج نکردی یا شما هایی که ازدواج کردین زود بچه دار نشین وقتی میبینین که نمیتونین با هم بسازین از همین اول جداشین یا اینکه آدم شین و آدمانه برخورد کنین توی همه خونه ها اختلاف هست ولی باید یه حد و حریمی رو مشخص کرد نباید پرده دری کرد و هر فحشی که از بچگی یاد گرفتی رو بگی آخرش چی........

مثل آدم مشکلتونو حل کنین حیوانها هم این جوری با جفتاشون تو سر و کله هم نمیزنن حتی گرگها و کفتارها هم اینطور نیستن

آقا مجید بیست سال سن کمی بود چند وقت دیگه معلوم میشد لیسانس قبولی یا نه صبر میکردی

رفتن اون هم اینجور رفتن اصلا خوب نبود

خداحافظ

 

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر  | 

مروری بر حرکت زشت زیدان و حرکت زشت تر مسئولین در حمایت از او
بنام خدای مهربان
 
 
 
 
اول: وقتی توی بازی فینال دیدم که زیدان چجوری با کله رفت توی سینه اون ایتالیاییه خیلی تجب کردم  و ناراحت شدم و گفتم که آخه این زیدانو که میگفتن آرومه خوبه گفتم بی خیال ولش کن
 
دوم : وقتی بعد از بازی اومدم توی نت دیدم که میگن یارو ایتالیاییه بهش فحش داده زیدان هم قاط زده و زده طرفو خیلی ناراحت شدم گفتم آخه جلوی صدها میلیون تماشاچی یه کم خودشو نگه میداشت به طرف میگفت اگه مردی واسطا دم در تا حسابتو برسم یا اینکه مثل یه مسلمون واقعی گذشت میکرد و طرف و میذاشت توی خماری اگه گفتین چی گفتم بله گفتم بی خیال
 
سوم :وقتی که صبح دیدم روزنامه وزین کیهان صفحه اول عکس و تیتر زده که زیدان در مقابل توهین ایتالیاییه که بهش گفته تروریست ار حیثیتش دفاع کرده تا کسی شبهه ای در مورد تروریست بودن بعضی از به ظاهر مسلمونا نداشته باشه خیلی خیلی ناراحت شدم که آخه دین که اینو نمیگه این همه آیه و روایت نمونش همین آیه ((و اذا خاطبکم الجاهلون قالوا سلاما)) گفتم کیهانه دیگه بی خیال
 
 
چهارم : وقتی دیدم که نه جدی جدی بعضی از مسئولین و نماینده های مجلس کلی نطق و حمایت کردن از این حرکت زشت زیدان خیلی خیلی خیلی ناراحت شدم که بی انصافا کجای دین اینو گفته ؟
مگر پیامبر الگوی ما مسلمونا نیست ؟ مگر بر سر پیامبر زباله و خاکستر نمیریختن حضرت چیکار میکرد؟ جز مهربانی ؟ مگر طرف مریض نشد حضرت رفت عیادتش و روی طرفو حسابی کم کرد
 چرا از این حرکت زشت زیدان مسئولین باید حمایت بکنن؟ حالا گیریم یه کچلی توی فرانسه آموزه های اصیل دینی رو نمیدونست خب بعضی از مسئولین ما هم نباید بدونن؟ اگر گفتین چی گفتم چی نه نگفتم بی خیال پاشدم اومدم این مطالبو زدم تا از نظرات من بی بهره نمونین
 
 
در ادامه متن نامه فدایت شوم یکی از مسئولین به جناب زیدان رو بخونین
 
 
 

ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 2:58 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر  | 

ازدواج دوباره
بنام خداي مهربان

خصوصيات جسمي و روحي مردان در برخي موارد با زنان متفاوت است بنا بر اين تفاوت است که احکام شرعي زنان با مردان متفاوت است
چه کسي وظيفه تامين خانه غذا لباس و.... را دارد بنابر اين است که ديه مردان ارث بردن مردان دوبرابر زنان است زيرا مردان وظيفه تامين زندگي را دارند بر خلاف زنان و اين دليل ارجحيت مردان نيست بلکه به نظر من دليل محبوب بودن زنان نزد خداست

اگر مردي از روي هوس و نياز جنسي نياز به ازدواج دوم پيدا کرد
حالا درست يا اشتباه حتما بدنبال رفع نياز خود ميرود
اگر اهل دين نباشد براحتي مرتکب گناه ميشود و يا حتي به زور به کسي تجاوز ميکند واگر اهل دين باشد دين يک راه حل محدود ولي کار گشا را ارائه ميکند ديگر او اجازه ازدواج دايم يا موقت با هر کسي را ندارد
دين مقدس اسلام مانند ما صورت مسئله را پاک نميکند بلکه راه حلهاي کاملي ارائه ميکند اين يک نياز است مثل گرسنگي فرد بايد غذا بخورد اگر غذاي سالم و بهداشتي بدست نياورد دنبال هر چه به دستش برسد ميرود
بايد علت بوجود آمدن اين نياز صادق يا کاذب را جستجو کرد
اينجاست که دين مقدس ما باز هم راه حل دارد و به زنان امر کرده خود را براي شوهرانشان زيبا خوش بو و تميز کنند و در مورد هر درخواست شوهر تا جايي که ضرر نداشته باشد تمکين نمايند
بخاطر همين سرکوب است که فساد جنسي رشد چشمگيري داشته
همين است که تعداد زنان خياباني اينقدر رشد داشته و (بنابر تحقيقي )اکثر افرادي که دنبال ايشان ميروند متاهل هستند و اين ارتباطات نامشروع مشکل آفرين چه از جهت جسمي و چه اجتماعي مشکلات فراواني بوجود مي آورد و باز ميدانيد کساني که ميخواستند اين زنان را سامان داده و محلي مشخص با ضابطه و قانون ايجاد کنند با چه توهين هايي روبرو شدند چرا ابتلا به ايدز از تزريق مواد مخدر کمتر ولي بوسيله ارتباط جنسي رشد بسيار زيادي داشته

استاد عزيزي مي فرمود مدتها معناي اين حديث را نمي فهميدم

که ميفرمايد : غيرت مرد ايمان وغيرت زن کفر است

تا وقتي که در شمال ايران براي ماه محرم مداحي فرزندان امام حسين عليهم السلام را معرفي
مي کرده وگفته بوده که مادر حضرت علي اکبر ليلا بوده مادر حضرت علي اوسط(امام سجاد)
شه (شهر) بانو بوده و مادر علي اصغر رباب بوده
در اين زمان زني از پس پرده ميگويد: اين امام مظلوممان بوده چندتا زن داشته پس خوب شد که کشتندش
آري بظاهر مسلمان شيعه اي راضي به عمل يزيد کافر وشهادت امام معصوم ميشود که بنظر اشتباهش حضرت نبايد چند زن ميگرفت
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر  |